محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
674
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
تاريكى خفيفى است ، نشأت گرفته از سايهء ابرى گذرا كه ديرى نمىپايد و از بين مىرود : « إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ » « 1 » و صدمهاى را كه آن تأثير مىزند ، در حدّ شرارتخواهى در وجود آنهاست كه از حدّ فرو بردن سوزنى در ساختمان محكم تجاوز نمىكند : « وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » « 2 » . و از درستى اين گفتار نمىكاهد كه ببينيم كسانى را كه از همهء مردم شايستهترند ، آنان نيز چنين مردمانى هستند كه از فطرت كامل خويش بهره مىگيرند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء خودش مىفرمود : « به راستى من هم بشرى هستم همچون ديگران ، خوشحال مىشوم و همچنان كه ديگران خشمگين مىشوند ، خشمگين مىشوم » « 3 » . واقعيّت اين است كه شخص صالح در اسلام ، سزاوار نيست كه همچون حكيم بودايى تنها در انديشهء شهوت باشد و نه همانند فيلسوف رواقى از درد و رنج باكى نداشته باشد . بلكه برعكس ، پارهاى از چيزها شخص صالح مسلمان را خرسند و بعضى چيزها ناراحت مىكند و تا وقتى كه ميل فطرى او و يا چيزى كه عادت كرده است با وظيفه و تكليفى برخورد نداشته باشد ، وى در هر دو حال مقابله و مقاومت نمىكند . از اين قبيل است روايتى كه عايشه نقل كرده ، مىگويد : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عسل و حلوا را دوست مىداشت » . « 4 »
--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 201 : پرهيزگاران هنگامى كه وسوسههاى شيطانى آنها را احاطه مىكند ، به ياد خدا مىافتند ، راه حق را به روشنى مىبينند . ( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 200 : و هرگاه وسوسهاى از شيطان به تو رسد ، به خدا پناه ببر كه او شنوا و داناست . ( 3 ) - ر ك : صحيح مسلم : 4 / 2009 ، حديث 2603 ؛ صحيح ابن حبّان : 14 / 444 ، حديث 6514 ؛ مجمع الزّوائد : 8 / 267 : الأحاد و المثانى : 2 / 200 ، حديث 950 ؛ البيان و التعريف : 1 / 263 ؛ فتح البارى : 11 / 172 ، حديث 5999 ؛ شرح النووى على صحيح مسلم : 16 / 151 ؛ حلية الاولياء : 7 / 208 ، به خدا پناه مىبريم از اين حديث و امثال آنكه با عصمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منافات دارد . ( 4 ) - ر ك : صحيح بخارى : 5 / 2071 ، حديث 5115 و 2577 و 5291 و 5358 ؛ صحيح مسلم : 2 / 1101 ، حديث 1474 ؛ صحيح ابن حبّان : 12 / 59 ، حديث 5254 ؛ سنن ترمذى : 4 / 273 ، حديث 1830 و 2 / 146 ، حديث 2074 و 2075 ؛ سنن ابى داود : 3 / 335 ، حديث 3715 ؛ سنن كبرا : 4 / 370 ، حديث 7562 ؛ سنن ابن ماجه : 2 / 1104 ، حديث 3323 ؛ مسند ابو يعلى : 8 / 186 ، حديث 4741 .